نمیدانم کجایی

در وجودم نهفته شدی...


در بین دستانم...


در قلبم...


در گوشه چشمانم...


در آسمان ایمانم...



در کجا نشسته ایی


کنار ساحل آرامش من


آنجا که تپش قلبم به شماره میفتد


شاید آنجا که شاپرکی بر گل آرام مینیشیند



کجا تو هستی که اینگونه به وجودم ملحق میشوی


در بی خوابی هایم


در شبهایه بی قراریم...



در متن تمام تنهاییـــــــــــــم


چگونه تو آرام گرفتی در این آشوب



تو کجا آشکار اینگونه پنهان شده ایی


در زیر پوست من


چه لطیف میجهی...


تو در فراسوی هر زمان


در هر جای این مکان


با منـــــــــی...


طوری روحم با عشـــــــــــق تو آمیخته شد که انگار


تو خود منــــــــــــی...