یادتون نره...
سلام دوستان...
یه وب دیگه هم دارم که خوشحال میشم سر بزنید....

در ضمن هرکی نظر نذاره الهی کچل شه....@@@@

http://baranechashmhayam.blogfa.com
سلام دوستان...
یه وب دیگه هم دارم که خوشحال میشم سر بزنید....

در ضمن هرکی نظر نذاره الهی کچل شه....@@@@

http://baranechashmhayam.blogfa.com
دستانم را نزدیک صندوق صدقه بردم... چشمانم به جمله ی روی ان افتاد:صدقه عمر را زیاد می کند... پشیمان شدم پول را در جیبم گذاشتم و رفتم...
آنـ ـقَـدر آرِزوهـآیَـ ـمـ رآ بـِ ـهـ گــور بُـردَمـ...
کِـهـ دیـگَـ ـر جـآیـ ـی بَـرآیـ ...
جَـسَـدَمـ...
نـیـسـت...
عمیق ترین درد زندگی ؛
دل بستن به کسی است
که بدانی به تو تعلق ندارد . . .

گـاهــے دِلــم مـے خـواد یڪے اَزم اجـــازه
بـخـ ـ ـواد
ڪه بـیــاد تـو تنهاییم
وَ مـטּ اجـازه نـَدم ، وَ اوטּ بــے تـَفـاوتـ
بـه مــُخـالفَتــم
بیـاد وَ آروم بَـغــلم کــنه وَبگـه:
مَگــہ مـَטּ مـردَم کـه تنـهـا بــمونـے ...
کاش بود همچین آدمی...!!

خدایا !
آدم خلق کردی یا تخم مرغ ؟
چرا همه تو زرد از آب در میان ؟

لمس کن کلماتی را که برایت مینویسم؛
تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست...
تا بدانی نبودت آزارم میدهد...
لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است،
لمس کن لحظه هایم را
تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم
لمس کن این با تو نبودن ها را
لمس کن....
اين آخـــــــــــــرين بارم بود !
ديگر احســـــــــــاســـم را ؛
براي کسی عريان نميکنم ...
صـــــــــــداقت ، .....
يعني : حماقت ... !!!
چقدر سخته اونی که دوسش داری بشینه کنارت
از کسی که دوسش داره بگـــه "
میدانی ؟!
به رویت نیاوردم !
از همان زمانی که ” تو ”به ” من ”گفتی ”شما"
فهمیدم پای ” او ” در میان است…

وقتــ‗__‗ــی گیــ‗__‗ــج میشــ‗__‗ــدم ♫
کسانی راکه هرچه خواستند... با من با دلم با احساسم با غرورم کردند...! و من را دردور دست خودم تنها گذاشتند...! و من امروز به پایان خودم نزدیکم...! پروردگارا به من بیاموز در این فرصت حیاتم... آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند...! همین...

يــک وقــتـايــے هــسـت کـــه بـايـــد لــم بـدے يـــه گــوشـــه ...
و جـــريــان زنـدگـيـت رو فــقـط مــرور کــنــے .
بــعـدشــم بــگـے : " بــــہ ســلامــتـے خـــودم کــــہ ايـنـقدر تــحـمـل داشـــتـم"

❤گفتم:میری؟
گفت❤:آره
گفتم:منم❤ بیام؟
گفت:جایی که من میرم ❤جای 2 نفره نه❤ 3 نفر
گفتم:برمی گردی؟
فقط خندید.❤....
اشک❤ توی چشمام حلقه زد
سرمو پایین❤ انداختم
دستشو زیر چونم گذاشت❤ و سرمو بالا آورد
گفت❤:میری؟
گفتم:آره
گفت:❤منم بیام؟
گفتم:جایی که من میرم جای❤ 1 نفره نه 2 نفر
گفت❤:برمی گردی؟
گفتم:جایی که میرم راه برگشت❤ نداره
من رفتم❤ اونم رفت
ولی
اون❤ مدتهاست که❤ برگشته
وبا ❤اشک چشماش
خاک مزارمو❤ شستشو میده .

معلم گفت: دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند ...
مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکند...
گفتم: من خودم را شکستم؛ پس چرابه او نرسیدم ؟؟؟
لبخند تلخی زد و گفت :شاید او هم به سوی خط دیگری شکسته باشد .!!!
ایـــن روزهـــآ
احســـآس مے کنــــــم
وقتـــے مـــے نویســـم
خدآ
چشمهـــآیش
رآ مـــے گیـــرد…
وقتـــے مـــے خـــــوآنــــم
گوشهـــآیش
رآ…
صـــادقـــآنـــہ بگــــویــــم،
فکــــر مـــے کنـــم
خــــدآ هــــم از
ســـادگـــے
مـــن
و פـــرفهـــآے تکـــرآرے ام
خستـــہ
اگه تنهایی ادامه ی مطلبو ببین....
خیلی سخته که توجمع.......
احساس تنهایی کنی...............
وقتی میبینی....
اونی که با تو بوده پیش اونه.......

دلم یه لحظه میخواد که یکی بپرسه:
چطوری؟!
منم بگم :
خوبم.....
بغلم کنه و بگه:
دروغ بسه....بگو چی شده...

عزیز ِ دلم
هنوز وقتـے آسمان ِ دلمـــ ابریست
لمس ِسبك ِ دستان ِ مهربانت را روے ِ مو هایمــ حس
مـےكنمـــ
: ) چی شد که سیگاری شدی؟
: ( یه شب بارون میومد
گوشه خیابون میفروخت…امتحانش کردم... خیلی تنها بودم
: | چی شد که ترک کردی؟
: ) یه شب با [اون] بارون میومد…طولانی ترین شب عمرم...
: | چی شد الکلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟
: (( یه شب بارون میومد… دوباره تنها شدم
: ( چی شد آوردنت اینجا، بستریت کردن؟
: | یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم… تو خیابون... دیدمش… و...
اون تنها نبود...