ناگفته های زینب...
خوب نگاهت میکنم....!!
شاید آخرین بار باشد...!!
آخرین بار که پاهای لرزان و چشمن گریانت مهمان کوچه باغ خلوت دلم شده...
و من سراب دوبره آمدنت را به نظاره نشسته ام...

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 11:11 توسط زینب
|