بی رحم....
چه زیبابود روزی که آشناشدیم...
وچه دوران پرنقش ونگاری بودلحظه های عاشقانه ی باهم بودن...
اما...
چه کودکانه همه چیزتمام شدوناجوانمردانه ترکم کردی...
وبی رحمانه رفتی...
اصلانگفتی کجاخاطراتت را...
دوربریزم...
وبه گوش کدام سنگ صبوربخوانم...
بگذریم...
که هرگزندانستیم چراصداقت من...
سزاوار این همه دروغ توبود...
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 20:1 توسط زینب
|